تبليغاتX
فائزه
خانم
 عشق

******شعرهای عاشقانه******

اگه از تو ننوشتم  فکر نکن سرم شلوغه...

توی زندگی یه وقتا  تنهایی رمز عبوره...

اگه از چشمات گذشتم  فکر نکن عاشق نبودم...

مطمئن باش توی دنیا  دل به تو سپرده بودم...

خیلی سخته بگی میرم  وقتی می خوای که بمونی...

وقتی می خوای تو خیالت  شعرای قشنگ بخونی...

من گذشتم از تو اما  تو همیشه بهترینی...

مثل اشکی واسه چشمام  موندگاری و صمیمی...

من می خواستم تو خیالم  ازتو تا ابد بخونم...

تنها باشم بی حضورت  رازچشماتو بدونم...

من می خواستم واسه دردام  تنهایی خونه بسازم...

با نت های مهربونیت  شعرای قشنگ بسازم...

می دونستم وقتی میرم  دیگه تا ابد غریبم...

حتی واسه چشم خیست بی وفاترین فریبم...

شاید امروز که سیاهی  رخنه کرده تو وجودم...

بدونم که راستی راستی  روزی عاشق تو بودم...

 



حس می کنم دیگه دوسم نداری

حس می کنم زیادیه وجودم

چرا به این زودی ازم بُریدی؟

من که گلِ سرسبدِ تو بودم

حس می کنم تو این روزا نمی خوای

یه لحظه هم حتی منو ببینی

کاش می دونستم عشقِ دیروزِ من

فردا که شد تو با کی همنشینی

دوسم نداری می دونم دوسم نداری

اما تو چشمات می خونم که بی قراری

خدا کنه که برگردی تو پیشم

بدونِ تو من دیوونه میشم

حس می کنم حضورِ من کنارت

باعثِ دلخستگیِ تو باشه

شاید سفر رفتنِ من یه فصله

تازه ای از زندگیِ تو باشه

حس می کنم باید از این جا برم

جایی که هیشکی راهشو بلد نیست

باید برم که قدرمو بدونی

یه مدتی تنها بمونی بد نیست

حس می کنم دیگه دوسم نداری...

حس می کنم زیادیه وجودم...

چرا به این زودی ازم بُریدی؟؟؟

من که گلِ سرسبدِ تو بودم...


 


قلب ما آدما مثل یه کلبه قدیمیه٬ گرم و دنج...

هروقت مسافری به ما سر میزنه

کلبه رو واسش چراغونی میکنیم٬

بهش عادت میکنیم و دل میبندیم و اینو از یاد میبریم که:

مسافر برای رفتن به کلبه ما اومده...

 

 


باید دیوونگیهامو ببخشی٬ نگاه سرد چشمامو ببخشی

می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه٬ بگو می تونی حرفامو ببخشی

 باید گاهی توچشمام خیره شی تا٬ ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام

نمی دونم دخیل دلخوشیمو٬ به چشمای کدوم آیینه بستم

 یه دنیا خاطره تو کوله بارم٬ منو از زندگی مأیوس کرده

شبای بی چراغ زندگیمو٬ پر از تنهایی و کابوس کرده

 تو نور روشن روزای بعدی٬ همون روزایی که آیینه وارن

همون روزای خوشرنگ دل انگیز٬ که تو آغوششون پروانه دارن

 تو می تونی منو آشتی بدی با٬ شبای روشن ستاره بازی

تو می تونی کنار من بمونی٬ تو می تونی منو از نو بسازی

 تو می تونی با یه لبخند شیرین٬ بدیهای منو آسون ببخشی

می تونی به کویر خشک قلبم٬ تو به آهستگی بارون ببخشی

 

 


...

دنیای این روزای من٬ هم قد تن پوشم شده

اونقدر دورم از تو که٬ دنیا فراموشم شده...

دنیای این روزای من٬ درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم٬ دنیا عجب جایی شده...

هر شب تو رویای خودم٬ آغوشتو تن می کنم

آینده ی این خونه رو٬ با شمع روشن می کنم...

در حسرت فردای تو٬ تقویمو پر میکنم

هر روز این تنهایی رو٬ فردا تصور می کنم...

هم سنگ این روزای من٬ حتی شبم تاریک نیست

اینجا به جز دوری تو٬ چیزی به من نزدیک نیست...

...

 


بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر که سراپا شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید پاک و بی گناه بود

چشمان او دائما از اشک شسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید این درخت

عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید کل عمر را

پشت دری که باز نمی شد نشسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید روزها

در انتظار عشقش نشسته بود...

|+| نوشته شده توسط M.i در
 یییییییی
یییییسسسسسسسس
|+| نوشته شده توسط M.i در
 یییی
ییییییییی
|+| نوشته شده توسط M.i در
 یسیسیس
یسیسشیسش
|+| نوشته شده توسط M.i در
 به نام خدا
به نام خدا
|+| نوشته شده توسط M.i در  |
 
 
بالا